بعضی از روابط به خاطر حساسیتها و باورهای غلط طرفین هرگز شروع نمیشود. این حساسیتها شامل موارد زیر هستند:
1. نگرانی از اینکه مبادا کار اشتباهی انجام بدهند یا حرف نادرستی بزنند.
2. تلاش برای عمل به یک سری قوانین زرد منتشر شده در شبکه های اجتماعی مثل زمان مناسب تماس گرفتن، زمان مناسب برای پاسخ دادن به پیام یا نوع مناسبی از قرار گذاشتن و ... .
3. هر دو طرف، مدتها، منتظر تماس دیگری میمانند و خودشان زنگ نمیزنند؛ چرا که، نمیخواهند زیاد، مشتاق بنظر برسند.
4. انتظار دارند همه چیز از ابتدا، راحت و بی دغدغه باشد.
چگونه حساسیتهایمان را در رابطه، کنار بگذاریم؟
شجاع باشید:بدون نگرانی از اینکه، شما اول صحبت میکنید یا ممکن است با اینکار احمق بنظر برسید، هر آنچه فکر میکنید را به زبان بیاورید. حتی اگر، از گفتن حرفتان، پشیمان شوید، حسرت نمیخورید که چرا چیزی نگفتید. اگر صحبت کردن برایتان سخت است، میتوانید پیام دهید، به شرطی که پیام شما واضح باشد و منظورتان را برساند. ابهام در پیامتان، منجر به سوتفاهم میشود.
از غرایز و احساساتتان پیروی کنید، نه از قوانین خشکی که در کتابها نوشته شده است: اگر احساس میکنید، باید با او تماس بگیرید، این کار را انجام دهید.
نقاط ضعف و نگرانیهای او را درک کنید: گاهی آنقدر درگیر نقاط شعف و نگرانیهای خود هستید که فراموش میکنید، طرف مقابل هم، شبیهه شما است.
سلامت روحی خود را حفظ کنید: هر آنچه شما را آرام میکند، بیشتر انجام دهید. ورزش، یوگا، نفس عمیق و غیره، از عواملی هستند، که استرس و اضطراب شما را به طرز چشم گیری، کاهش میدهند.
انتظارات معقول داشته باشید: حتی اگر فکر میکنید، باید فلان قدر، در هفته، همدیگر را ببینید، یا فلان مقدار، در روز، صحبت کنید، اول به آنچه واقعا در زندگیاتان میگذرد، توجه کنید و سپس ببینید که آیا خواستهی شما معقول است. بعدا برای صحبت کردن و دیدن یکدیگر، زمان تعیین کنید.
آنچه واقعا در رابطه، اهمیت دارد، این است که، طرف مقابل به فکر شما باشد و برای شناختن شما، وقت بگذارد. شما هم باید، در این راه، به او کمک کنید و راههایی را پیش رویش بگذارید.
وقتی طرف مقابل آنها را انجام داد، از او قدردانی کنید و به او بگویید که چقدر احساس خوبی دارد. امیدوارم که، با این توصیهها، اوقات خوشی را کنار یکدیگر سپری کنید.