روانشناس خانواده

نظر

 

 4. قربانی نباشید

هنگامی که خوشبختی در ازدواج با گذشت زمان محو می شود ، تقصیر به ندرت بر دوش یک همسر است. و وقتی در چنین موقعیتی قرار می گیرید ، بسیار آسان است که انگشت خود را به سمت شوهر یا همسر خود بگیرید ، از نظر ذهنی ، لیست مجدد و به خاطر سپردن خطاها و رفتارهایی که فکر می کنید مقصر هستند ، بسیار آسان است.

 

هر زمان که با یک مشکل ناخوشایند مداوم یا طولانی مدت در رابطه خود روبرو هستید ، این وظیفه شماست که نگاهی به زندگی خود بیندازید و از نقش خود در موقعیت خود سوال کنید.

 

به جای این که نقش قربانی را بر عهده بگیرید و نقش ستمگر را به همسرتان بسپارید ، بر تبدیل شدن به فردی سالم تر و شادتر تمرکز کنید. روی خود کار کنید و تغییرات لازم را ایجاد کنید تا خود را به جای بهتری برسانید.

 

از خود بپرسید که چه تغییراتی می توانید در رفتار خود یا رفتار همسرتان ایجاد کنید تا به شما کمک کند تا بخشی از بار ازدواج را بردارید.

 

ایجاد تغییرات مثبت به تنهایی بر همسر شما تأثیر خواهد گذاشت. این امر بر دیدگاه شما نسبت به خود ، نگرش همسرتان تأثیر می گذارد و در نهایت ، به نفع رابطه شما خواهد بود.

 

اگر همسرتان با شما بدرفتاری ، نادیده گرفته یا بدرفتاری می کند ، سلامتی شما را قادر می سازد تا مرزهای مناسب را تعیین کرده ، از خود محافظت کنید و تغییر ایجاد کنید. اطمینان حاصل کنید که از یک مشاور حرفه ای و دوستان مورد اعتماد یا اعضای خانواده در جهت تلاش برای آینده ای سالم تر حمایت می کنید.

 

 


نظر

 

با یکدیگر سخاوتمند باشید

مهم این است که روحیه سخاوتمندی را نسبت به همسرتان پرورش دهید. در حقیقت ، این بهترین بیمه ازدواج است که می توانید روی آن سرمایه گذاری کنید. سخاوتمند بودن ربط چندانی به پول ندارد. وقت گذاشتن برای همسرتان موجب بهبود رابطه شما در ازدواج می شود.

 

اگر همسرتان دوست دارد پشت او را ماساژ دهند ، این پیشنهاد را به او پیشنهاد کنید. منتظر نمانید تا او از شما بخواهد. یا اگر شوهر شما دوست دارد قبل از رفتن به محل کار قهوه بخورد آن را برای او آماده کنید.

 

 زمان بیشتری را با هم بگذرانید

یکی از راههای عالی برای بازگرداندن شادی در رابطه شما این است که برای یکدیگر وقت بیشتری بگذارید. البته زمان ارزشمند و هنگامی که پرانرژی هستید نه هنگام خستگی.

 

هر دوی شما به زمانی برای ملاقات با یکدیگر نیاز دارید. البته این زمان شامل وقتی با بچه ها هستید نمی شود. بسیار ضروری است که راه هایی را برای با هم بودن و وقت گذراندن پیدا کنید.

 

رویاهای خود را با هم به اشتراک بگذارید؛ چه کارهایی در سر دارید که می توانید در کنار هم به عنوان یک زوج انجام دهید؟ شاید بتوانید برای تعطیلات خاصی برنامه ریزی کنید که نشان دهنده یک روز جدید در روابط شما باشد.

 


نظر

 

شما از ازدواج تان ناراضی هستید؟ مانند گذشته با هم وقت نمی گذرانید؟ بین شما دو نفر فاصله وجود دارد و روابط تان سرد شده است؟

 

حتی اگر همسرتان را عمیقا دوست دارید، باز هم گاهی احساس ناراحتی و تنهایی خواهید کرد. این طبیعی است و نشان دهنده این نیست که مشکلی در ازدواج شما رخ داده است.

 

زمان هایی پیش می آید که عوامل استرس زای خارجی به ازدواج شما حمله کرده و شادی شما را از بین می برد. همچنین مواقعی پیش می آید که هر دوی شما مجبور خواهید بود انرژی مضاعفی را روی یکدیگر سرمایه گذاری کنید تا دوباره جای خود را پیدا کنید.

 

نترسید ؛ با سخت کوشی و پشتکار ، شما و همسرتان قادر خواهید بود بر لحظات ناخوشایند غلبه کنید. در اینجا چند نکته وجود دارد که به شما کمک می کند تا از این مرحله عبور کنید.

 

دوباره یکدیگر را بشناسید

وقتی با هم رابطه دارید، زمان زیادی را صرف آشنایی با یکدیگر می کنید. بعد از چندین سال ازدواج، فکر می کنید هنوز همدیگر را می شناسید اما سلیقه شما با گذشت زمان تغییر می کند و چیزهایی که قبل مورد علاقه شما بود دیگر مورد علاقه شما نیست. متأهل بودن یک فرایند مستمر برای شناخت مکرر همسر در طول رابطه است.

 

صرف وقت برای شناخت چیزهایی که برای همسرتان اهمیت دارد، خستگی را از بین می برد. به راحتی می توانید نسبت به فردی که فکر می کنید او را می شناسید و از نظر شما واقعاً از زمان ازدواج تغییر نکرده است بی علاقه شوید اما اگر تلاش برای شناخت مداوم همسر خود را انجام دهید، خواهید دید که شما مجذوب او خواهید شد.

 

آقایان توجه کنید: تحقیقات نشان می دهد مردانی که جزئیات بیشتری از همسران خود می دانستند از رابطه خود احساس رضایت بیشتری داشته اند. در واقع هر چقدر مردان با علاقه مندی های همسرانشان (فیلم ، رنگ ، گل ، عطر - هر چیزی که برایشان مهمتر باشد) هماهنگ باشند، مستقیماً بر میزان رضایت شان از روابط تأثیرگذار خواهد بود.

 

پس برای شناخت بیشتر یکدیگر، مدتی وقت بگذارید تا شاهد افزایش سطح شادی و رضایت در ازدواج خود باشید. ادامه داد ...

 


نظر

بعضی از روابط به خاطر حساسیت‌ها و باورهای غلط طرفین هرگز شروع نمی‌شود. این حساسیت‌ها شامل موارد زیر هستند: 

1. نگرانی از اینکه مبادا کار اشتباهی انجام بدهند یا حرف نادرستی بزنند.

2. تلاش برای عمل به یک سری قوانین زرد منتشر شده در شبکه های اجتماعی مثل زمان مناسب تماس گرفتن، زمان مناسب برای پاسخ دادن به پیام یا نوع مناسبی از قرار گذاشتن و ... .

3. هر دو طرف، مدت‌ها، منتظر تماس دیگری می‌مانند و خودشان زنگ نمی‌زنند؛ چرا که، نمی‌خواهند زیاد، مشتاق بنظر برسند.

4. انتظار دارند همه چیز از ابتدا، راحت و بی دغدغه باشد.

 

چگونه حساسیت‌هایمان را در رابطه، کنار بگذاریم؟

شجاع باشید:بدون نگرانی از اینکه، شما اول صحبت می‌کنید یا ممکن است با اینکار احمق بنظر برسید، هر آنچه فکر می‌کنید را به زبان بیاورید. حتی اگر، از گفتن حرفتان، پشیمان شوید، حسرت نمی‌خورید که چرا چیزی نگفتید. اگر صحبت کردن برایتان سخت است، می‌توانید پیام دهید، به شرطی که پیام شما واضح باشد و منظورتان را برساند. ابهام در پیامتان، منجر به سوتفاهم می‌شود.

از غرایز و احساساتتان پیروی کنید، نه از قوانین خشکی که در کتاب‌ها نوشته شده است: اگر احساس می‌کنید، باید با او تماس بگیرید، این کار را انجام دهید.

نقاط ضعف و نگرانی‌های او را درک کنید: گاهی آنقدر درگیر نقاط شعف و نگرانی‌های خود هستید که فراموش می‌کنید، طرف مقابل هم، شبیهه شما است.

سلامت روحی خود را حفظ کنید: هر آنچه شما را آرام می‌کند، بیشتر انجام دهید. ورزش، یوگا، نفس عمیق و غیره، از عواملی هستند، که استرس و اضطراب شما را به طرز چشم گیری، کاهش می‌دهند.

انتظارات معقول داشته باشید: حتی اگر فکر می‌کنید، باید فلان قدر، در هفته، همدیگر را ببینید، یا فلان مقدار، در روز، صحبت کنید، اول به آنچه واقعا در زندگی‌اتان می‌گذرد، توجه کنید و سپس ببینید که آیا خواسته‌ی شما معقول است. بعدا برای صحبت کردن و دیدن یکدیگر، زمان تعیین کنید.

آنچه واقعا در رابطه، اهمیت دارد، این است که، طرف مقابل به فکر شما باشد و برای شناختن شما، وقت بگذارد. شما هم باید، در این راه، به او کمک کنید و راههایی را پیش رویش بگذارید.

وقتی طرف مقابل آن‌ها را انجام داد، از او قدردانی کنید و به او بگویید که چقدر احساس خوبی دارد. امیدوارم که، با این توصیه‌ها، اوقات خوشی را کنار یکدیگر سپری کنید.

 


نظر

 

 افرادی که تعهد زناشویی پائینی نسبت به ازدواج دارند، معتقدند که مشکلات زناشویی به‌راحتی قابل‌حل نیست. در مقابل افرادی که تعهد بالایی دارند معتقدند که مشکلات زناشویی قابل حل است.

 

برخی مشاهدات نشان می‌دهد جوانانی که والدین‌شان سطح تعهد پائینی داشته اند ( طلاق گرفته اند) نسبت به تداوم ازدواج بدبین‌تر هستند و اجباری برای ماندن در رابطه ندارند. این افراد با بروز مشکلات در زندگی زناشویی، الگوی والدین خود را در پیش می گیرند.

 

در واقع، هنگامی‌که والدین یک رابطه خصومت‌آمیز را مقدم به جدایی و طلاق می‌دانند، احتمالاً فرزندان آن‌ها به این نتیجه می‌رسند که فسخ ازدواج تنها در شرایط استثنایی قابل توجیه است.

 

همچنین اگر والدین به دلایل جزئی، جدایی را مقدم بر حل مشکلات زندگی بدانند و تعهد بالایی به ماندن در رابطه نداشته باشند، فرزندان آن‌ها نیز این نتیجه‌گیری را می‌کنند که تعهد و پیمان به ازدواج را به‌راحتی می‌توان از بین برد. این نگرش حتی باعث بروز خیانتهای زناشویی در این افراد می‌شود.

 

انواع سبک‌های دلبستگی:

 

سبک ایمن: در واقع نوعی امنیت ذهنی است که در آن فرد به پاسخ‌گویی و در دسترس بودن پیکره دلبستگی خود ایمان دارد و به سادگی می‌تواند با دیگران روابط صمیمانه و مبتنی بر اعتماد و تعهد را تجربه کند.

 

سبک بی‌قرار (ناایمن): دلبستگی بیش‌فعالانه، مضطرب و متزلزل که حاکی از پریشان احوالی است. این شکل از دلبستگی همراه با فراز و نشیبهای متعدد در روابط این افراد است. افراد سبک ناایمن خود به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند:

 

سبک اجتنابی: این افراد دلبستگی و روابط همراه با بی‌اعتنایی، انفصال‌طلبانه و دچار بی‌کنشی یا کم کنشی دارند و کمترین میزان تعامل را با دیگران دارند.

 

سبک متناوب: این نوع دلبستگی گاه به سبک ناایمن و گاه به سبک اجتنابی بروز می‌کند.

 

 بنابراین با آگاهی از سبکهای دلبستگی می‌توان این افراد را درمان و از بروز خیانت در آنها تا میزان زیادی پیشگیری کرد.

 

افراد با دلبستگی ناایمن با هدف تجربه جنبه‌های صمیمانه و طلب مهربانی، خواهان رابطه جنسی متعدد می‌شوند و اشتیاق زیادی به نوازش‌های مکرر از جانب دیگران دارند. آن‌ها به طور ناخودآگاه می‌خواهند تا با تأسی بر رابطه جنسی خوشایند، مورد پذیرش همسر خود قرار گیرند و تأیید او را که موجب کاستن احتمال ترک شدن می‌شود، بدست آورند.

 

کسانی که به دنبال نزدیکی زیاد و تأیید دیگران هستند، بیش از دیگران احتمال خیانت به همسر را تجربه می کنند. این موضوع به ویژه در مورد زنان بیشتر صدق می‌کند.

 

گرایش به روابط بدون تعهد، فکر کردن به افرادی که در رابطه با فرد دیگری هستند و اجازه ورود افراد به دنیای خصوصی خود از ویژگی‌هایی است که غالباً سبک‌های اجتنابی در روابطشان تجربه می‌کنند. نداشتن حریم با جنس مخالف باعث افزایش خیانت در این افراد می‌شود.

 

 


نظر

 

بعضی ها می گویند: من با تمام وجود تلاش می کنم عشقم را به او نشان بدهم و واقعاً می خواهم رابطه ام را نگهدارم ولی نمی دانم چرا اوضاع مدام خراب تر می شود؟!

 

اگر از این افراد بخواهیم چند نمونه از تلاشی که برای رابطه انجام می دهند را مثال بزنند می گویند: هربار حس کنم ناراحت شده ازش می پرسم از من دلخوری؟ اگه به من زنگ نزنه خودم فوراً بهش زنگ می زنم، اگه قهر کنه من هستم که منت کشی می کنم، اگه بخواد رابطه را قطع کنه میرم دنبالش و براش توضیح میدم که چرا کارش اشتباهه و هرجور شده قانعش می کنم که برگرده، اگه برنگشت باز میدون رو خالی نمی کنم و اونقدر پیگیر میشم که بلاخره بفهمه کار درست اینه که برگرده! و اگه به زبان آدمیزاد نفهمید که کار درست چیه، اونوقت می زنم، می شکنم، سرزنشش می کنم، گریه و زاری می کنم، خودکشی می کنم و راهی بیمارستان میشم تا ببینه که با من چکار کرده و عذاب وجدان بگیره بلکه برگرده!

 

اگر بخواهیم بی طرفانه به فهرست این رشادت ها نگاه کنیم به نظر می رسه که هدف از این کارها بیشتر از این که در جهت منافع هر دو طرف رابطه باشه، به منظور نجات دادن خودمون از حال بد ترک شدنه!

 

مسلماً از دست دادن یک رابطه عاطفی مهم برای همه انسان ها دردناکه، ولی همین حال بد برای بعضی ها یک احساس فوریت به دنبال داره. یعنی تصور می کنند به محض اینکه حال بد شدیدی در بدن خود احساس کردند باید فوراً اقدامی انجام بدهند تا هرچه سریعتر از شر این احساس ناخوشایند راحت بشوند. به همین خاطر بعضی ها تلاش مذبوحانه ای انجام می دهند تا فردی که از رابطه بیرون رفته را برگردانند، به خودشان آسیب می زنند یا خودکشی می کنند چون به هر قیمتی می خواهند از آن حال بد کذایی فرار کنند.

 

واقعیت اینه که ما به عنوان انسان طیف وسیعی از احساسات را تجربه می کنیم. خیلی وقت ها زندگی مطابق خواست ما پیش نمیره و به چیزی که می خواهیم دست پیدا نمی کنیم بنابراین حتماً ناکامی هایی را تجربه می کنیم و حتماً حالمان بد میشه ولی تجربه یک حس بد شدید به این معنی نیست که مثل کسی که در حال سقوطه به هرجا که شد چنگ بیاندازیم تا داخل گودال حال بد نیافتیم چون در نهایت می افتیم و از تجربه این احساسات انسانی هیچ گریزی نیست! مشکل اینجا پیش می آید که خیلی از ما فقط حال خوب و خوشایند را می خواهیم و احساسات بد و ناخوشایند را با لگد از خودمان بیرون پرت می کنیم و در حین این لگد پرانی ها گاهی لگدمان به طرف مقابل می خورد و او را رنجیده تر و دورتر می کنیم.

 

شاید ما این روش را از والدینمان الگوگیری کرده باشیم ، شاید والدین ما هم تحمل حال بد خود را نداشتند و بر اساس عواطف و هیجانات آنی خود واکنش نشان می دادند مثلا" خشم یا ترس خود را فوراً به رفتار تبدیل می کردند و برای رسیدن به خواسته های خود پرخاش می کردند، سرزنش می کردند و یا به  شما احساس گناه می دادند. شاید هم برعکس، والدین همیشه گوش به فرمان خواسته های ما بودند و اجازه ندادند آب توی دلمان تکان بخوره، آنقدر که هی چوقت نفهمیدیم ناکامی اصلاً یعنی چی و یاد نگرفتیم وقتی چیزی مطابق میلمان پیش نرفت و حالمان بد شد، دندان به جگر بفشاریم  یعنی حرفی نزنیم و کاری نکنیم تا افسار رفتارمان را بدست حال بدمان ندهیم.

 

مشکل احساسات این است که بی ثبات هستند، زیاد بالا و پایین می شوند و می توانند سریعاً از یک حالت به حالت دیگر تغییر شکل بدهند، مثلاً ممکن است در یک لحظه عشق و نفرت را با هم تجربه کنیم، بنابراین اگر طبق احساسمان رفتار کنیم هیچ بعید نیست که شب به طرف مقابل فحش بدهیم و صبح قربان صدقه اش برویم!!! در این حالت احتمالاً فردی بی ثبات و دمدمی مزاج دیده می شویم که بیشتر شبیه یک کودک درمانده است تا یک فرد بزرگسال و بالغ. صمیمیت، دوست داشتن و دوست داشته شدن هم کیفیتی است که معمولاً بین دو بزرگسال بالغ اتفاق می افتد و نه با کودکی که هربار حالش بد می شود جیغ می کشد و به زمین و زمان لگد می پراند. پس اگر می خواهید واقعاً به خودتان و روابطتان کمک کنید زحمت بکشید و بیشتر از این برای رابطه تلاش نکنید! به جایش وقتی حالمان بد است گُل به دهان بگیریم و یاد بگیریم که چطور احساسات ناخوشایند خود را بپذیریم و مدیریتشان کنیم.

 


برای بهبود رابطه خود با همسر یا شریکی عاطفی تان حتما از کمک یک زوج درمانگر استفاده کنید.

کلینیک روانشناسی یاسان با داشتن بهترین روانشناسان و اساتید دانشگاهی امکان ارائه خدمات را به صورت آنلاین و حضور دارد.

برای دریافت وقت مشاوره آنلاین یا حضور به سایت یــــاســـــان مراجعه کنید.

 


نظر

 

راهکارهایی برای بهبود رابطه با همسر

 

آمار بالای طلاق بین زوج‌هایی که تازه ازدواج کرده‌اند نشان می‌دهد حفظ روابط رومانتیک کار سختی است. خوشبختانه راهکارهایی وجود دارد که می‌توان با استفاده از آنها یک رابطه را مانند روزهای ابتدایی آشنایی جذاب و هیجان انگیز نگه داشت. 

 

با هم صحبت کنید

"تعامل" کلید اصلی یک رابطه سالم است. زوج‌های سالم وقت منظمی را اختصاص می‌دهند تا با یکدیگر صحبت کنند. خیلی مهم است که درباره چیزهایی به جز مشکلات بچه‌ها یا تامین هزینه‌های زندگی حرف بزنید. سعی کنید مکالمه‌های عمیق‌تری داشته باشید و حتی چند دقیقه هم که شده در مورد مسائل شخصی‌تر صحبت کنید تا در درازمدت، رابطه تان‌ با همسرتان نزدیک بماند.

 

البته این به معنا نیست که درباره هیچ مسئله مهمی با هم بحث نکنید؛ چرا که ریختن همه نگرانی‌ها در خودتان باعث حس سرخوردگی و ناامیدی می‌شود. اما وقتی پای بحث درباره موارد سخت و دشوار به میان می‌آید سعی کنید با آرامش برخورد کنید. شیوه ارتباطی زوجین در برخورد با مسائل نشان‌دهنده میزان احتمال طلاق در آینده است. الگوهای ارتباطی منفی مثل عصبانیت و تحقیر احتمال طلاق را به شدت افزایش می‌دهد.

 

همیشه نمی‌توان از زوجین انتظار داشت با هم موافق باشند اما برخی شیوه‌های تنش و درگیری به شدت آسیب‌زا هستند. زوج‌هایی که در طول بحث رفتارهای تخریب‌کننده مثل داد زدن، انتقاد از شخصیت فرد، پرداختن به موضوعات دیگر دارند، خیلی بیشتر از زوج‌هایی که بحث سازنده می‌کنند، طلاق می‌گیرند. استراتژی‌های بحث سازنده برای حل یک مشکل شامل تلاش برای درک این‌که همسرتان واقعا چه احساسی می‌کند، گوش دادن به نظرات او و تلاش برای نشاندن لبخند بر روی لب‌های اوست.

 

کمی جذابیت ایجاد کنید

در میان همه مشغله‌های زندگی، خیلی سخت است که همچنان با همسر خود در ارتباط خوبی بمانید.  زوج‌هایی که در هفتمین سال زندگی مشترک حس یکنواختی نسبت به زندگی‌شان داشتند، 9 سال بعد هم رضایت از زندگی پایین‌تری را گزارش کرده‌اند.

 

پس برای ایجاد کمی جذابیت و خارج شدن از یکنواختی، بعضی از زوجین شب‌های مشخصی در هفته را به خودشان اختصاص می‌دهند اما حواس تان باشد اگر همیشه به یک رستوران بروید و فعالیت‌های تکراری انجام دهید، این کار هم جذابیتش را از دست می‌دهد. بهتر است هر از گاهی دست از روتین معمولی زندگی‌تان بردارید و چیزهای جدیدی را تجربه کنید. کارهایی مثل رفتن به کلاس رقص با همدیگر یا رفتن به یک پیک‌نیک عصرانه.

 

صمیمیت و نزدیکی هم یکی از ارکان اصلی یک رابطه است. بعضی از زوج‌ها برنامه هفتگی مشخصی برای رابطه جنسی دارند. این برنامه ممکن است همیشه اجرایی شدنی نباشد اما به این که مطمئن شوید نیازهای عاطفی و فیزیکی‌تان برطرف می‌شود، کمک می‌کند.

 

یک زوج چه زمانی نیاز به کمک روانشناس دارند؟

هر رابطه‌ای بالا و پایین دارد اما وجود برخی نشانه‌ها در یک رابطه نشانه تنش در یک رابطه است. در چنین مواردی روانشناس به زوج کمک می‌کند تا مهارت‌های ارتباطی‌شان را تقویت کنند و راه‌های سالمی برای حل مساله پیدا کنند. شما نباید صبر کنید تا مشکلات خود را نشان دهند، بلکه به طور مداوم روی مهارت‌هایی مثل ارتباط مثبت، شنیدن فعال و مقابله با تعارضات کار کنید تا ریسک طلاق و جدایی کاهش پیدا کند. اگر در رابطه با همسر خود دچار مشکل شده اید، از زوج درمانگر یاسان کمک بگیرید. 

 


نظر

 

شکاک بودن (بد دلی) بزرگترین آفت یک رابطه است. این رفتار بیمارگونه که بیشتر در مردان با نام هایی مانند غیرت، تعصب، مراقبت و علاقه توجیه می شود نوعی اختلال شخصیت است که حتما باید با کمک یک مشاور یا روانشناس تحت درمان قرار بگیرد.

 

نشانه های افراد شکاک و بدبین چیست؟

1.      واقعیت را نمی بیند،

2.      فقط حرف خودش را قبول می کند،

3.      توانایی تشخیص درست را از غلط ندارد،

4.      به همه چیز و همه کس نگرش منفی دارد ،

5.      همیشه در انتظار وقوع اتفاق های بد است،

6.      افراد شکاک زندگی را تلخ ، بی روح و بی هدف می پندارند،

7.      همیشه حالت اضطراب و پریشانی دارند و از لحاظ روحی و روانی آشفته هستند.

 

متاسفانه بدبینی افراد شکاک در رابطه با جنس مخالف چه مادر و خواهر (برای مردان) و چه همسر بیشتر تشدید می شود این در حالیست که اعتماد یکی از مهمترین اصول رابطه است بر همین اساس آمارها نشان می دهد که بیشترین علت طلاق به دلیل شکاک بودن شوهر یا زن رخ داده است.

 

شکاک ها در رابطه  با همسر خود چگونه هستند؟

·         اگر دائم در گذشته شما کنجکاوی می کند و می خواهد بداند در گذشته با مرد (با زنی) رابطه داشته اید

·         اگر مانع هر گونه ارتباط شما با محارم تان می شود. ( مثل خودداری از روبوسی یا دست دادن و داشتن حجاب)

·         تاکید بر اینکه تنهایی از خانه خارج نشوید و حتما یکی از محارم شما را همراهی کند.

·         تماس های مکرر برای کنترل شما در طول شبانه رو

·         کنترل رفتار دیگران نسبت به شما

·         ایراد گرفتن از پوشش شما حتی اگر مطابق عرف جامعه باشد

·         حضور های بی موقع و سرزده در محل کار و یا خانه برای چک کردن شما

 

علت شکاک بودن همسر چیست؟


عدم شناخت کافی از همسر: گاهی اوقات دلیل شک فرد به همسرش عدم شناخت کافی از اوست. اگر فرد قبل از ازدواج شناخت کافی از همسرش به دست نیاورد و پس از ازدواج همسر خود را متفاوت از معیارهایش ببیند متوجه اشتباه درانتخابش می گردد و دچار نوعی نفرت و انزجارنسبت به همسرش می شود که این خود دلیل پیدایش بهانه گیری ها و بدبینی های بیمار گونه او می شود.

 

 کودکی و گذشته فرد: اگر کودکی دارای والدین بدبین و شکاک باشد این روش تربیتی را از والدین می آموزد و در آینده نسبت به همسر و اطرافیانش بدبین و شکاک می شود.

 

شک بیمارگونه:افرادی که به اختلالات بدبینی مبتلا هستند به شدت نسبت به شریک زندگی خود و در وهله بعدی به اطرافیان خود شک دارند و نسبت به آنها بدبین هستند و به دلیل داشتن شک بیش از اندازه ارتباطات بسیار محدودی با دیگران دارند و درمان آنان بسیار مشکل است و حتی به پزشک هم اعتماد ندارند.

 

افزایش خیانت در جامعه:افزایش خیانت در بین افراد موجب افزایش شک در جامعه شده است به طوری که اگر فرد دارای استعداد ژنتیکی شکاکیت بوده و تجربه تلخی را در گذشته داشته باشد با دیدن خیانت در جامعه ، شک در او افزایش می یابد. افراد باید به این امر واقف باشند که شکاکیت مسری است و موجب تحریک کردن و انتقال آن به طرف مقابل می شود.

 

دلایل دیگر: مصرف شیشه، استفاده از داروهای لاغرکننده از مشتقات آمفتامین، تاثیرپذیری از اتفاقات و حتی فیلم و سریال ها که موجب افزایش شکاکیت در افراد می شود.

 

 

درمان شکاکیت همسر

می توان با برخی اقدامات تا حدودی این اطمینان را به فرد شکاک داد که سوظنش بی دلیل بوده است. به طور مثال می شود:

 

1.      از رابطه های گذشته خود صحبت نکنید.

2.      اگر واقعا قصد ترک کردن او را ندارید از طلاق به عنوان تهدید و تنبیه استفاده نکنید.

3.      هیچ گونه محدودیتی مانند ترک کار و بیرون نرفتن از خانه را از سوی او نپزیرید بلکه با او صحبت کنید و دلایل منطقی برای او بیاورید.

4.      صداقت داشته باشید و پنهان کاری نکنید.

5.      به همسرتان ابراز علاقه کنید.

6.      سعی کنید برای همسرتان همیشه در دسترس باشید.

7.      در صورتی که با این روش های بیماری شکاک بودن همسرتان درمان نشد حتما از مشاور یا متخصص زوج درمانی کمک بیگرید. 

 


نظر

پذیرش نقش والدگری یکی از دوران گذار و بحرانی رشد آدمی است. برخی از افراد در این مرحله استرس شدیدی را تجربه می کنند که پیامدی طولانی دارد و برای برخی یک منبع مهم بهزیستی است. رابطه زوجین یک مسئله کلیدی پس از تولد نوزاد است. والدینی که در حال فراهم کردن خواسته ها و نیازهای نوزاد جدید می‌باشند زمان کمتری را با یکدیگر سپری می‌کنند، جر و بحث بیشتر همراه با تعاملات مثبت کمتر در رضایت از رابطه زناشویی تاثیرگذار است. با توجه به نقش والدین در سازگاری کودک با دنیای جدید، سلامت روان و بهزیستی پدران و مادران امری جدی است.

 رابطه زوجین در گذار به سوی والدگری با تغییرات اساسی بسیاری روبرو خواهد شد. این تغییرات عبارتند از:

- فرآیند سازگاری با مراقبت از کودک تازه وارد، باعث کاهش پاسخ‌های عاطفی و حمایتی همسران به یکدیگر خواهد شد و ترکیب این امر با افزایش تعارضات، موجبات کاهش رضایت زناشویی را فراهم می‌آورد.

- افزایش وظایف و کارهای خانگی و وجود باورهای جنسیتی در مورد انجام وظایف روزانه باعث به وجود آمدن فشار مضاعف جسمی، روانی بر مادران می‌شود.

- خواسته‌های نوزاد تازه وارد، کارهای زیاد منزل، برهم خوردن تعادل کار و زندگی باعث می‌شود زوجین زمان کمتری را با هم سپری کنند و رابطه صمیمانه عاطفی و فعالیت های ارزشمند آنها کاهش یابد که اغلب با کاهش میل جنسی و صمیمیت همراه است. تحقیقات نشان می‌دهد در شش ماه اول تولد نوزاد 50 % زنان و 20% مردان کاهش رابطه جنسی را گزارش کرده‌اند و یک سوم زوجین تا 3 ،4 سال پس از تولد فرزندشان همچنان در این خصوص دچار مشکل می‌باشند.

-خستگی زیاد و اختلال در خواب رایج است که باعث کاهش عملکرد مثبت خواهد شد.

عوامل پیش بینی کننده تعارضات زناشویی در زمان والدگری عبارتند از:

- کیفیت رابطه زوجین و شیوه تعامل و حل تعارضات آنها با یکدیگر قبل از تولد فرزند.

- متغیرهای شخصیتی همسران.

- متغیرهای موقعیتی مانند شرایط اقتصادی ، اجتماعی

- برنامه ریزی جهت بارداری

- انتظارات و نگرش والدین از نقش های جنسیتی

- تجارب کودکی همسران.

کاهش رضایت زناشویی در این دوران در زنان بیشتر از مردان گزارش شده است که ممکن است به دلیل این باشد که معمولاً زنان تحت تاثیر دوران بارداری، زایمان و بچه‌داری با تغییرات شخصی، شغلی بیشتری مواجه می‌شوند. در نتیجه نقش مردان و پدران عزیز در کیفیت رابطه بسیار تاثیرگذار است.

بیان علاقه مرد به همسرش یکی از عوامل حمایت کننده و افزایش رضایت زناشویی در مادران می‌باشد. زنان بسیار نسبت به رفتار همسر خود حساس هستند و در این روزها حضور فعالانه و صادقانه مردان و همچنین تقسیم کارهای منزل  باعث کاهش ادراکات ناعادلانه عاطفی در زنان خواهد شد. اگر مردان به عنوان همسر تاثیرات منفی که به علت حضور فرزند تازه وارد ایجاد شده است را تنظیم کنند و به خوبی و با روی باز و گفتگوی موثر تعارضات را مدیریت کنند زوجین سطح بالایی از رضایت زناشویی را در این دوران تجربه خواهند کرد.

از دیگر عوامل پیش‌بینی کننده، می توان به کیفیت رابطه قبل از تولد فرزند و برنامه‌ریزی جهت بارداری اشاره کرد.



 


مشاوره زوجین , • نظر

 

 معمولا رابطه جنسی زوجین پس از تولد اولین فرزند دچار اختلالاتی می شود به ویژه زمانی که سطح نیاز دو طرف یکسان نباشد.

در یادداشتی که در سایت مرکز مشاوره یاسان منتشر شده است راهکارهای گذر از این وضعیت را توضیح داده ام.

می توانید این یادداشت را در اینجا بخوانید.

به خاطر داشته باشید که اهمیت رابطه شما با همسرتان کمتر از رابطه شما با کودک تان نیست. 

پس برای آن وقت بگذارید و در صورت نیاز حتما با یک زوج درمانگر مشورت کنید.